أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

483

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

آنجا به سمت جنوب آمد تا آن كه قنفذه را اشغال كرد . در اين سوى ، شريف عبدالكريم شمارى از نيروهاى جنگى از اشراف و عرب‌ها را به سمت او فرستاد . خود عبدالكريم هم به سپاهش پيوست . ابتدا شكست خورد اما بار ديگر حمله كرد . اين بار سعد شكست خورد و با فرار سعد ، عبدالكريم در قنفذه ماند . سعد چندان رفت تا به سرزمين قبيلهء غامد رسيد ، در حالى كه بيش از سه اسب و سه قاطر با وى نبود . وى توانست مردم غامد را به سوى خود جذب كند . سپس همراه آنان به سمت طائف رفت و با سپاهى كه 1300 نفر از غامد و زهران بودند آنجا را تصرّف كرد . اين واقعه در 26 رمضان سال 1116 بود . سپس با سپاهش عازم حمله به مكه شد در حالى كه عبدالكريم همچنان در قنفذه بود . در اين سوى پاشا رئيس ترك‌ها آماده مقابله با وى شد . ياران شريف عبدالكريم هم به او پيوستند و پاشا اعلان بسيج عمومى داد . او به همراه عده‌اى به خانهء قاضى رفت تا همان كارى كه دشمنانش كردند ، يعنى گرفتن فتواى وجوب قتال و دفاع ، انجام دهد . پيش از آن ، دشمنان آنان هم همين روش را پيشه كرده ، فتوايى براى وجوب قتال با راهزنان گرفتند ( همان‌ها كه مدتى قبل ، از نظر همين‌ها حكومتشان شرعى بود ) . بدين ترتيب مهر شرع با تغيير روزگار عوض مىشد و چيزى را امروز تأييد مىكرد كه ديروز رد كرده و به كفرش حكم كرده بود . سعد در 29 رمضان سال 1116 به مكه رسد و با مدافعان شهر در منطقهء خريق در نزديكى معلات درگير شد . سپس پيروزمندانه و زمانى كه نيروهاى طرفدار عبدالكريم گريختند ، وارد شهر شد . و بدين ترتيب براى بار چهارم به امارت رسيد . « 1 » كارهاى غامد و زهران و سعد در امارت چهارم وى موكب وى در مراسمى با حضور قاضيان و عالمانى كه ديروز فتواى به جنگ با او داده بودند گرامى داشته شد . در اين وقت ، مردمان غامد و زهران « 2 » كه مكه را تصرّف

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 141 . ( 2 ) . دو تيره از قبيلهء ازد شنؤه كه معمولًا نام آن‌ها با يكديگر مىآيد و سرزمين و امارتشان هم يكى است . مركزيت آنان‌الباحه جايى در دويست و بيست كيلومترى جنوب طائف پشت سراة است . ( عاتق ) .